بی عنوان

چنین گفت موبد که مرده بنام به از زنده دشمن بدو شادکام

بی عنوان

چنین گفت موبد که مرده بنام به از زنده دشمن بدو شادکام

بی عنوان


  • ۰
  • ۰

نشریه نشنال اینترست، در شمارشی ساده بر اساس آمار رسمی پنتاگون و وزارت دفاع آمریکا، یادداشتی را در ژانویه 2016 منتشر کرد که طبق آن، آمریکا فقط در سال آخر حاکمیت اوباما و حزب دموکرات، که از سوی غربگرایان ایرانی بعنوان شریک صلح معرفی می شدند و روزنانه های حامی دولت مخلصانه برای پیروزی کاندیدای آنها در امریکا دعا میکردند؛ بیش از بیست و شش هزار بمب انداخته است.  این در حالیست که آمار یاد شده تنها شامل بمباران های هوایی می شود و حملات موشکی دریا به زمین را که از روی ناوها صورت گرفته و یا عملیات ضربتی پیاده نظام را در بر نمی گیرد. نکته جالب در این مورد رقمی معادل 24 هزار بمب است که بر دو کشور عراق و سوریه، فرود آمده است. طبق این آمار سهم این دو کشور تقریبا مساوی است و چیزی در حدود 12 هزار بمب، در 2900 مورد حمله هوایی در عراق و همین تعداد، در سوریه از هواپیماهای آمریکایی رها شده است. این در حالیست که 16 سال پیش از این دولت صدام سرنگون شده و هیچ ناظری نیز بر اهداف این حملات نظارت نمی کند. در یک حساب ساده اگر تلفات هر یک از این بمب ها تنها یک نفر باشد؛ در سال 2016 باید 12 هزار نفرا از اعضای القاعده و یا بازماندگان دولت صدام یا هر هدف دیگری در عراق از بین رفته و در سوریه نیز همین تعداد از نیرو های داعش که امریکا آن را هدف خود در سوریه اعلام میکند کشته شده باشند. رقمی که تقریبا معادل تعدادی است که رایان دیلون، سخنگوی نیروهای ائتلاف، از تمام نیرو های داعش در سوریه تخمین زده است!

با اینکه رییس جمهور تفاوتی اشکار بین اوباما و ترامپ قائل میشود و یکی را مودب و دیگرا را بی ادب میخواند؛ امریکا در آخرین سال ریاست جمهوری اوباما، بجز عراق و سوریه، به یمن، سومالی، پاکستان و لیبی نیز حمله هوایی کرده است. همچنین بیش از سه هزار بمب بر سر لیبی در سال 2015 یعنی 5 سال پس از سرنگونی دولت قذافی (که نیروهای ائتلاف به بهانه آن به لیبی حمله کرده بودند) انداخته است. رقمی که شامل حملات هوایی دیگر نیرو های ائتلاف نمی شود.



اگرچه آمار یاد شده تنها مربوط به یک سال از هشت سال حاکمیت حزب دموکرات در آمریکاست؛ اما به خوبی نشان میدهد که جنگ در آمریکا مساله ای نیست که مربوط به دولت و یا فرد خاصی باشد. برای امریکا، تفاوتی بین جمهوری خواه و دموکرات در جنگ، وجود ندارد و برای ما نیز فرقی بین اوباما و ترامپ یا هیلاری کلینتون نیست. اگرچه که تعداد کنش های نظامی این کشور در دوران حاکمیت هر دو حزب تقریبا یکسان بوده است؛ لکن  همچنان عده ای در ایران مصرند هرگونه بد عهدی و دشمنی را، به گردن بی ادبی ترامپ بیاندازند و هر اقدام خصمانه ای را ناشی از خلق و خوی او بدانند. به این ظن خودساخته دامن بزنند که دموکرات ها، صلح طلبند و جمهوری خواهان جنگجو. همانطور که در ایران هم عده ای معتدلند و عده ای... تا دیروز دشمنی ها ثمره بی سیاستی دولت قبل بود و از امروز هر اتفاقی به دیوانگی رییس جمهور جدید آمریکا مربوط می شود! تا وقتی انرژی هسته ای بود تحریم ها به ان مربوط میشد و با تعطیلی آن تحریم ها سیاست خصمانه ترامپ است‌. مدافعان برجام نیز از سویی به این واسطه کاستی های اساسی را در قرار داد پنهان میکنند و رفتار آمریکا را محدود به رییس جمهور جدید میکنند. و از سوی دیگر، در پازل دلخواه آمریکا بازی میکنند. در مقابل سر و صدای ترامپ امتیازات بیشتری میدهند و دوگانه های جدید ایجاد میکنند تا با ترساندن مردم از یکی، ملت تن به دیگری بدهد. درواقع همه چیز همانطور کهکاخ سفید می خواهد پیش میرود بدون اینکه آمریکا در حقیقیت بتواند جنگ جدیدی براه بیاندازد.

همزمان با تهدید نظامی ایران، نگاه مجملی به جنگ های آمریکا در دویست سال گذشته بسیار جالب توجه است! آمارها نشان میدهد کشور های اندکی هستند که ایالات متحده در آن ها عملیات نظامی انجام نداده باشد. اما بررسی این کنش ها نشانگر آن است که آمریکا، هیچگاه به سراغ هیچ کشور قدرتمندی نرفته و اگر هم رویاروی یک نیروی واقعی قرار گرفته، جنگ گزینه روی میز نبوده است. ایالات متحده بر خلاف آنچه در رسانه ها و فیلم های سینمایی به نمایش در می آید و دقیقا خلاف آنچه آقای ظریف فکر میکند؛ کشوری نیست که با هیچ قدرتی در جهان روبرو شده باشد.

در تاریخ آمریکا چند اتفاق شاخصی که بعنوان بزرگترین رهاورد حضور نظامی این کشور در معادلات جهانی شناخته می شوند؛ عبارتند از: بمباران اتمی ژاپن و پایان دادن به امپراطوری آلمان، رویارویی با بلوک شرق و جنگ با تروریسم (حمله به افغانستان و سرنگونی دولت صدام).

بررسی اسناد تاریخی نشان میدهد که ژاپن چند ماه پیش از استفاده امریکا از بمب اتم، آماده پذیرش تسلیم شده بود و ایالات متحده کوچکترین نقشی در این مساله نداشت. جنگ، عملا دولت ژاپن را ورشکست کرده بود. ارتش آن نیز در گستره جدیدی که از مستعمرات انگلستان و فرانسه در جنوب شرقی آسیا به این کشور منضم شده بود؛ رو به فرسایش میرفت. از همه مهمتر، شوروی که فاصله کمتری تا قلب ژاپن داشت؛ دست به عملیات تهاجمی در مرزهای ژاپن زده و منچوری و ساخالین را فتح کرده بود و شمال و شرق محمع الجزایر ژاپن در آستانه سقوط قرار داشت. در واقع حمله اتمی آمریکا به هیروشیما اتفاق جدیدی نبود و تاثیر چندانی هم در نتیجه جنگ نداشت. بر اساس اسناد، در آن دوران به ۶۸ شهر بزرگ ژاپن حمله هوایی شده بود و هیروشیما، از نظر تلفات در رتبه دوم، از نظر وسعت تخریب در رتبه چهارم و از نظر درصد تخریب شهر در رتبه هفدهم قرار می‌گرفت. ژاپنی ها حتی پس از بمباران دهم مارس توکیو نیز تسلیم نشده بودند در حالیکه در آن ۱۲۰ هزار نفر کشته شدند و نیمی از پایتخت و محل اقامت رهبران کشور و امپراتور تخریب شده بود. سه هفته پیش از حمله به هیروشیما نیز ۲۶ شهر مورد حمله هوایی قرار گرفته بودند که درصد تخریب هشت شهر، بیش از هیروشیما بود. بعبارت دیگر، حملات هیروشیما و ناکازاکی از نظر تخریب و تلفات، حملات هوایی متعارفی محسوب می شدند و محققین علت اصلی عقب نشینی و تسلیم ژاپن در جنگ جهانی دوم را، نه شکست از آمریکا، که هجوم شوروی و ورشکستگی اقتصادی عنوان میکنند.

در اروپا نیز از آنجا که تاریخ را فاتحان می نویسند؛ از آمریکا بعنوان ناجی یاد می شود. اما واقعیت این است که تلفات نظامی آلمان تنها در عملیات بارباروسا(حمله به روسیه)، 800 هزار نفر و معادل 95 درصد کل تلفات نازی ها در طول جنگ جهانی و 65 درصد تلفات متحدین بود. این ضربه ای بود که نازیها از سرما و نه هیچ ارتشی خورده بودند. در واقع نقطه عطف جنگ جهانی نه ورود آمریکا به صحنه، که شکست آلمانی ها از زمستان روسیه بود. بعنوان نمونه تعداد هواپیماهای امریکایی در بمباران برلین، که تیر خلاص را به نازی ها زد نیز تنها نیمی از هواپیما های انگلیسی و مجموع حملات هوایی این کشور به مواضع متحدین، کمتر از نیمی از تهاجم انگلیسی ها بود. ایالات متحده همچنین در جریان جنگ جهانی، در وضعیتی وارد میدان شد که اروپایی ها به شدت فرسوده بودند و هر نیروی تازه نفس دیگری نیز میتوانست همین نقشی را در معادلات بازی کند که آمریکا بر عهده داشت و تحلیلگران تاثیر آن در نتیجه جنگ را، کمتر از آنچه تبلیغ می شود قلمداد میکنند.

حمله آمریکا به عراق نیز در حالی صورت گرفته بود که ارتش عراق، در جریان جنگ خلیج اول مضمحل شده و بدهی های خارجی آن به همسایگانش میلیارد ها دلار بود. صدام تنها 24 میلیارد دلار به فرانسه و چندین برابر آن تقریبا به همه دنیا بدهکار بود. نیروی نظامی این کشور نیز عملا وجود خارجی نداشت و فرماندهان بلند پایه آن، در طول سالها اعدام شده و یا گریخته بودند. تحریم های گسترده نیز امکان هرگونه کنشی را از دولت بغداد سلب کرده بود. همانطور که نوام چامسکی در کتاب هژمونی و بقا گفته بود؛ عراق بیچاره و بی دفاع بود: "واشنگتن درس زشتی به جهانیان داد و آن این بود که اگر می‌خواهید از خود در برابر ما دفاع کنید؛ بهتر است به تقلید از کره شمالی به یک تهدید جدی نظامی مبدل شوید. ما با هیجان بسیار می‌خواستیم به عراق حمله کنیم زیرا بیچاره و بی‌دفاع بود، اما کره شمالی هدف خوبی برای حمله نیست؛ زیرا می‌تواند مشکل ایجاد کند. درسی از این واضح‌تر وجود ندارد."

در این وضعیت آمریکا با ائتلافی از نیروهای ناتو به این کشور حمله کرد و آن را اشغال نمود. با این حال نیز آمریکا، هزینه ای گزاف در جنگ عراق داد. لوفیگارو در تاریخ 14 اکتبر 2008 هزینه مادی جنگ عراق را سه تریلیون دلار براورد کرد که معادل یک سوم بدهی های این کشور در آن زمان است. رقمی بیشتر از جنگ ویتنام و دو برابر جنگ کره با تلفات بیش از 4هزار و چهار صد کشته و 32 هزار زخمی تنها تا سال 2008.
افغانستان نیز در حالتی مورد حمله آمریکا قرار گرفت که نه اقتصادی برای براورد کردن در آن وجود داشت و نه نیروی نظامی منسجمی برای هر گونه عکس العملی. و نه حتی دولتی که بخواهد یا بتواند کاری بکند. شبه نظامیان طالبان و مجاهدان، سالها رو در روی هم و روس ها میجنگیدند و ویرانی در افغانستان طبیعی بود. لکن آمریکا در این ضعیف کشی نیز طبق گزارش پنتاگون با بیش از 2300 کشته و ده برابر آن زخمی مواجه شد.

بالاخره شاید بتوان اصلی ترین رقیب آمریکا را در طول این سالها، بلحاظ لجستیک نظامی، شوروی و روسیه دانست. اما جنگ های این دو نیز در قرن بیستم عموما نیابتی بوده و با عملیات محدود و یا کودتاهای مختلف صورت گرفته و هیچ گاه به رویارویی نظامی مستقیم این دو کشور بدل نشده است. واشنگتن همیشه به دست اندازی به اقمار مسکو بسنده کرده و در این مساله ویتنام و کره، اصلی ترین نمونه های شکست و نماد تلفات سنگین آمریکا در عملیات نظامی این کشور در طول جنگ سرد هستند. اگرچه ویتنام کشوری روستایی و تهیدست بود که چندین دهه یکی از مستعمرات فرانسه به حساب می آمد؛ تلفات آمریکایی ها در این جنگ بی سابقه بود. آمریکایی ها در مواجهه با شبه نظامیان ویت کنگ، رقمی در حدود سی میلیون تن بمب بر این کشور ریختند. در حالیکه مجموع بمب هایی که آلمان نازی را هدف قرار داده بود 270 هزار تن بیشتر نبود. با این حال بیش از 58 هزار نفر آمریکایی در ویتنام کشته شدند و از تلفات آمریکایی ها در جنگ کره نیز 54 هزار کشته 103هزار نفر زخمی به ثبت رسیده است.

فهرست اهداف حملات نظامی آمریکا (بجز مواردی که گفته شد) این نکته را تایید میکند که ماشین جنگ آمریکا، طبل پر سر و صدایی است که صدای آن فقط به گوش ضعفا رسیده است. این بقول دکتر شریعتی توحش مدرن، نه تنها زهله رویارویی با هیچ قدرت جهانی را ندارد؛ بلکه در مواجهه با قدرت های منطقه ای و متوسط نیز، نتوانسته و نمی تواند از گزینه نظامی استفاده کند. یمن، لیبی، سوریه، اوگاندا، سومالی، چاد، اردن، لبنان، گرجستان، جیبوتی، کنیا،اتیوپی، اریتره، هاییتی، ساحل عاج، فیلیپین، تیمور شرقی، نیجریه، سیرالئون، صربستان، کنیا، تانزانیا، گینه بیسائو، زئیر، کامبوج، کنگو، گابون، بوسنی، آفریقای مرکزی، مقدونیه، کلمبیا، بولیوی، پرو، پاناما، هندوراس، گرانادا، کوبا، مصر، السالوادور، قبرس، دومینیکن، تایلند، نیکاراگوئه،هندوراس، مکزیک، جیبوتی، گواتمالا، لائوس و شیلی، باقی کشور هایی هستند که ابرقدرت(!) غرب به آنها حمله کرده و یا در آنها عملیات نظامی انچام داده است. هیچ یک از این کشور ها، هیچ یک از شاخص های قدرت را در زمان خود نداشتند و بعضا تا به امروز نیز از آن بی بهره مانده اند. با این حال، در کمال تعجب عده ای در ایران هستند که از گزینه نظامی صحبت میکنند و با ایجاد دوگانه جنگ و صلح، سعی میکنند تا امتیازات بیشتری از ملت بگیرند و به دشمن بدهند. لکن توجه اینها و همه کسان دیگری که تحت تاثیر سر و صدای ترامپ قرار گرفته اند به این نکته ضروری است که اولا امریکا، مستقل از ترامپ و اوباماست که شیطان بزرگ است! و ثانیا به استناد قرآن فقط شیطنت میکند و سلطانی ندارد و ان کید الشیطان کان ضعیفا!

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی