بی عنوان

چنین گفت موبد که مرده بنام به از زنده دشمن بدو شادکام

بی عنوان

چنین گفت موبد که مرده بنام به از زنده دشمن بدو شادکام

بی عنوان


  • ۰
  • ۰

چندی پیش شبکه من و تو نمایشی از زندگی فرح دیبا را تحت عوان مستند به نمایش گذاشت با نام شهبانو که یکی از نکات بارز آن عشق میان شاه پهلوی و فرح دیبا بود. در نظر بگیرید یک فردی همچنان زنده است و بسیاری از کسانی که از او سن بیشتری دارند هم همچنان زنده اند. کسانی که از نزدیک در جریان زندگی خصوصی شاه و فرح بوده اند نیز حضور دارند و پدران و مادران ما هم شاهدان عینی آنچه در دوران پهلوی رخ داده بود هستند؛ با این حال یک نمایش تلویزیونی موضوعی را که هیچ نکته پنهانی از آن وجود ندارد و حتی شهادت اعضای دور تر خانوانده شاهی و مستندات بسیار آن را انکار میکند؛ را تغییر می دهد به شکلی که مردم در کوچه و خیابان از ناگفته های فرح دیبا صحبت میکنند و محبت لیلی و مجنون پهلوی را می ستایند! و واقعیتی که کمتر از پنجاه سال پیش رخ داده به بدلیل بی سلیقگی و خواب آلودگی رسانه های جمعی و آموزش عمومی از یاد مردم رفته و نسخه جعلی اش در یک فیلم دو ساعته جایگزین آن شده است.

این که حافظه بخشی از جامعه چقدر ممکن است فراموش کار باشد نکته قابل انکاری نیست اما اینکه چگونه کار به جایی می رسد که چهره یک زن پاکدامن و وفادار به همسر و میهن از ملکه ای فراری که مادرش شهادت به فساد او میدهد در بین مردم شکل میگیرد موجب شد تا برخی رسانه ها به فراصت انتشار خاطرات و مستندات مربوط به بیفتند که کار پسندیده ای بود اما در همین حین اتفاقی بهت آور در صدا و سیمای جمهوری اسلامی رخ می دهد. اتفاقی که دلسوزان را بران داشت تا بجای بازگویی وقایع قبل از انفلاب، به نشر و تبیین مجدد رخداد های چند سال اخیر بپردازند تا مبادا بلایی که بر سر تاریخ پهلوی آمده انقلاب اسلامی را نیز دستخوش تحریف کند.

آقای هاشمی رفسنجانی در استخر کوشک باقی مانده از دوران طاغوت دچار سکته قلبی می شود و پس از سالها فعالیت در کلیدی ترین مناسب حکومتی دار فانی را وداع میگوید. طبیعی است که با درگذشت چنین شخصیتی صدا و سیما که از خدا خواسته بجای تولید محتوا مترصد بازپخش برنامه های آرشیوی و مناسبتی است اقدام به پخش ویژه برنامه هایی به همین مناسبت نماید و سخنرانی های آقای هاشمی را با گزینشی در جهت تکریم مرحوم هاشمی پخش کند. اما صدا و سیما در تبین نقش آقای هاشمی و شخصیتی که از وی ارائه میکند دچار چنان چرخش قابل توجهی است که دوستان را به تحیر و دشمنان را به خنده وا می دارد. تا جایی که ظریفی به کنایه میگفت بی بی سی که به تحریف تاریخ و نمایش گزارش های جهت دار معروف است برنامه های خودش را تعطیل کرده و همان ویژه برنامه های صدا و سیما را پخش میکند.

کمتر از دو وهفته پیش از فوت آقای هاشمی تلویزیون در برنامه های مناسبتی سالگرد نهم دی طبعا عمده مسئولیت فتنه هشتاد و هشت راچنان که باید و شاید در گردن آقای هاشمی و متوجه همسر و فرزندان ایشان تعریف میکند. با این حال نامه معروف و نماز جمعه ای که حاضرانش بصورت مختلط در صف نماز ایستاده بودند در کنار سخنان پیش از انتخابات عفت مرعشی و حضور فائزه هاشمی که فرموده بودند برای خوردن ساندویچ به مدان انقلاب رفته بود و کاملا تصادفی برای آشوبگران سخنرانی کرده بود در کنار فعالیت های مهدی هاشمی ندیده گرفته می شود و رسانه ملی که بناست مستدل ترین و قابل اعتماد ترین تریبون کشور باشد از آقای هاشمی که دو تن از فرزندانش بجرم اقدامات براندازانه و ضد امنیتی در جریان فتنه هشتاد و هشت محکوم شدند را بعنوان یکی از فرو نشانندگان فتنه معرفی میکند.

در حقیقت به بهانه اینکه آقای هاشمی دیگر در قید حیات نیست و آنچه ما حصل فعالیت های ایشان است حالا در معرض دادگاه عدل الهی قرار دارد؛ و از سوی دیگر این شخصیت از بازی سیاست در ایران خارج شده، چنان قلبی در بازگویی وقایع دوران ایشان در حال انجام است که بشکل نگران کننده ای نشان میدهد اولویت بجای پرداختن به حقایق دور تر مربوط به دوران پهلوی و ربودن ابزار تغییر آن توسط امثال من و تو، جلوگیری از تحریف ماوقع سالهای نه چندان دور مخصوصا مساله فتنه است.

معروف است که که این نوع برخورد با درگذشتگان شیطنت بنی امیه بود پس از معاویه در تقلب تاریخ گذشتگانشان در خاطره تاریخ و که از مردگانتان جز خیر نگویید و آن را امروز از سنن ابن داوود و کتاب ترمذی منتسب میکنند به پیامبر و طبعا ظاهر این مساله چنان موجه است که  صدام نیز در محاکمه خود میگوید که "من پس از شنیدن خبر فوت (امام)خمینی به لطیف الدلیمی وزیر اعلام وقت گفتم که پس از ین از او حرفی نمیزنید چرا که پرونده او بسته شده و حالا در دنیای دیگری است و خودم هم درباره او همیشه با عنوان مرحوم یاد میکردم."

با این حال شهید مطهری در این باره مینویسد " اُذکروا موتاکم بالخیر حرف چرندی است... این استدلال بسیار غلط است بر این اساس که معیارهای امروز ما یک نوع‌ معیار است و معیارهای زمان آنها معیارهای دیگری بوده، ما با معیارهای‌ خودمان نباید آنها را محاکمه کنیم، بعلاوه آنها در زمان خودشان محاکمه‌ شدند و کارشان تمام شده و پرونده‌شان بسته شده است تقریباً چنین می‌گوید که هر کس در زمان خودش پرونده بازی داشته است و در زمان خودش هم‌ جامعه با مقیاس‌های خود درباره او قضاوت کرده و پرونده اش را بسته است‌، ما دیگر حق نداریم نبش قبور کنیم و پرونده‌های بسته را از نو باز کنیم‌ این حرف مخصوصاً با این استدلال که معیار ما با معیار آنها فرق می‌کند حرف‌ چرندی است و همان حرفی است که در میان ما معروف است، می‌گوییم: اذکروا موتاکم بالخیر (همان جمله «به آرامش گذشته تعلق دارند» می‌گویند این جمله از معاویه است اسم این حرف را باید بگذاریم «فلسفه‌ معاویه‌ای» که هر جانیی بیاید در دنیا جنایت کند، همین که رفت‌ بگوییم پرونده‌اش بسته شد. چرا بسته شد؟! اتفاقاً باید پرونده آنها باز باشد، یعنی افرادی که در سرنوشت آینده مؤثرند باید جامعه، پرونده آنها را باز نگه‌دارد، خوبان را تحسین کند و بدها را مشمول ملعنت و نفرت و قضاوت قرار دهد. البته این از لحاظ فقهی مسئله معروفی است، که درباب غیبت می‌گویند آیا غیبت راویان جایز است یا جایز نیست؟ می‌گویند جایز است و اسمش‌ را می‌گذارند «جرح و تعدیل».  یعنی اگر کسی راوی احادیث است که شامل‌ راوی تاریخ هم می‌شود و من می‌دانم که این راوی آدم خوبی نبوده، فلان عیب‌ و فلان عیب را داشته و چنانچه من سکوت کنم او را آدم صحیح و معتبر و ثقه‌ می‌دانند و به حرفش اعتماد می‌کنند، در اینجا من حق دارم در کتابم بنویسم‌ که این شخص آدم بدی بوده، فلان فسق را داشته، کذاب بوده، و لهذا کتب‌ «رجال» ما پر است از جرح و تعدیل‌ها. درباب غیبت، فقها می‌نویسند: «یکی از مواردی که غیبت جایز است غیبت اموات است به عنوان جرح و تعدیل». همین طور که آن جایز است این هم جایز است."
بدیهی است  که اگر قرار باشد از آقای هاشمی پس از این صحبت شود نهمانطور که نمیتوان خدمات ایشان را پیش و پس از انقلاب ندیده گرفت و به هر حال هاشمی رفسنجانی و مقام معظم رهبری باقیمانده نسلی هستند که شاید کمتر از انگشتان دست ازیشان باقی مانده باشد اما همچنان نمیتوان نقش آقای هاشمی را در بسیاری موارد بعد از انقلاب و مخصوصا حوادث و وقایع دهه هشتاد نادیده گرفت چرا که ثمره این سیاست در رابطه با کسی که بدون شک در تمام وقایع پس از انقلاب نقشی کلیدی داشته و بیت او همواره محل رفت و آمد و منظور جناح های مختلف سیاسی بوده و فرزندانش بی پروا در امور جاری دخالت های فراوان داشته اند کار را به جایی میکشاند که ده سال بعد باید هزینه ای سنگین برای شست و شوی واگویه های رسانه هایی مثل بی بی سی و من و تو از ضمیر نسل بعدی و حتی نسل حاضر پرداخت کرد. خصوصا که سهم خواهی از انقلاب و تبرج به سبقه ی در انقلاب در میان وابستگان ایشان به وضوح نمایان است و نمی شود اشرافیت اینچنینی را به حال خود رها کرد تا با تشرف به ثروت و سبقت به سهم خواهی بیشتر از انقلاب وانهاد.

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی