بی عنوان

چنین گفت موبد که مرده بنام به از زنده دشمن بدو شادکام

چنین گفت موبد که مرده بنام به از زنده دشمن بدو شادکام

بی عنوان

امیرالمؤمنین علی علیه السلام:
هرکه به وقت یاری امامش در خواب باشد؛ با لگد دشمن بیدار شود.

  • ۱۷ خرداد ۹۴ , ۰۲:۵۳
    یمن 9

ادامه...


عبدالله بن عبدالعزیز السعود

دوشنبه, ۲۷ بهمن ۱۳۹۳، ۰۹:۳۹ ب.ظ
پس از مرگ فهد بن عبدالعزیز حکومت عربستان در اول آگوست سال 2005 به برادر نا تنی اش عبدالله رسید. عبدالله بن عبدالعزیز فرزند فهده بنت عاصی الشریم بزرگ قبیله شمّر بود که در عربستان، عراق، کویت، اردن و سوریه بیش از 5 میلیون نفر جمعیت دارد. فهده بنت عاصی در ابتدا همسر دهمین امیر رشیدی بود که پس از قتل شوهرش به عقد عبدالعزیز در آمد تا هم پیمانی آل رشید را برای عبدالعزیز به ارمغان آورد.
عبدالله در سال 1961 شهردار مکه شد و سال بعد فرماندهی گارد ملی عربستان را بر عهده گرفت که تا زمان پادشاهی وی ادامه داشت. در سال 1982 به ولایتعهدی رسید و از سال 1995 و سکته فهد، عملا حاکمیت عربستان را به دست گرفت تا سال 2005 که رسما به تخت نشست.
عبدالله یکی از گسترده ترین روابط را در میان پادشاهان سعودی و شاید حاکمان جهان با آمریکا و انگلستان داشت و میلیارد ها دلار خرید تسلیحاتی از این دو کشور انجام داد و در همین راستا به زنان حق رای داد تا در شوراهای شهری رای بدهند و در رقابتهای المپیک شرکت کنند. با این حال با هرگونه تغییر اساسی مخصوصا در دوران بیداری اسلامی در عربستان به شدت مخالفت می نمود.
عبدالله تنها پادشاه عربستان بود که از دو ولیعهد خود بیشتر عمر کرد. ولیعهد اول سلطان بن عبدالعزیز که از حصی بنت احمد السدیری متولد شده بود و دومین از هفت سدیری بعد از فهد بود. سلطان که پیش از آن وزیر دفاع بود بیش از 34 میلیارد دلار قرار داد خرید اسلحه از امریکا و انگلستان ترتیب داده بود و از این راه ثروتی هنگفت برای خود رقم زده بود. سلطان که به دست و دلبازی معروف بود پیش از رسیدن به مقام ولیعهدی بعنوان معاون دوم نخست وزیر(سومین نفر در سلسله مراتب قدرت) انتخاب شده بود که خود یکی از عوامل اختلاف در بین آل سعود بود چرا که دو برادر بزرگتر او بندر و مساعد (که فرزندش ملک فیصل را ترور کرده بود) خود را شایسته تر از وی می دیدند که بدلایل خانوادگی اعتراض آنها نافرجام ماند. پس از سلطان، برادر تنی اش نایف که چهارمین از هفت سدیری بود ولیعهد عربستان گردید. نایف بن عبدالعزیز السعود یکی از اصلی ترین محافظه کاران سعودی محسوب می شد و بیست و یکمین فرزند عبدالعزیز بود. در مقام وزارت کشور به جای سعود الفیصل وزیر خارجه عربستان در سال 2001 در اقدامی بی سابقه به ایران سفر کرد. با این حال همیشه از دکترین وهابیت با عظمت یاد می کرد و به آن وفادار بود. پس از مرگ وی سلمان که در آن زمان 76 سال داشت به ولایتعهدی رسید و هم اکنون پادشاه عربستان است.

عبدالله بن عبدالعزیز بیش از سی بار ازدواج کردو بیش از 35 فرزند داشت و با ثروتی 18 میلیارد دلاری پس از پادشاه تایلند و سلطان برونئه ای سومین حاکم ثروتمند جهان لقب گرفت.
عبدالله در سال 1963 به ریاست گارد ملی عربستان رسید که این موقعیت به او این امکان را داد تا جایگاه خود را در میان خانواده تثبیت کند و گارد ملی را که تا آن زمان مجموعه ای از اخوان (قبائل بدوی وهابی وفادار به آل سعود) بود به نیروی نظامی مدرنی تبدیل کرد. ملک خالد او را در سال 1975 به معاون دوم نخست وزیر برگزید تا بعنوان نفر سوم در رسیدن به سلطنت قرار بگیرد که خود موجب تنش های بسیاری در میان آل سعود شد. چرا که هفت سدیری که بزرگترینشان فهد ولیعهد وقت عربستان بود از برادرشان سلطان را برای این مقام حمایت می کردند اما قدرت نمایی های آنان به جایی نرسید و عبدالله تا زمان مرگ خالد در همین مقام باقی ماند. وی همچنین تحت فشار قرار گرفت تا در مقام معاون دوم نخست وزیر ریاست گارد ملی را کنار بگذارد اما او از این کار نیز سر باز زد که خود عامل درگیری های بسیاری در بین شاهزادگان سعودی شد.
در سال 1983 و با مرگ خالد فهد بن عبدالعزیز به سلطنت رسید و عبدالله به مقام ولیعهدی برگزیده شد. او که در دوران ولیعهدی خود به حامی سازش معروف شده بود بسیاری از برادران ناتنی اش را که بدلیل مخالفت های هفت سدیری از مناصب خود خلع شده بودند و یا امکان وارد شدن به بازی قدرت نداشتند به ریاض فراخواند و در مناصب مختلف گمارد. چون آل رشید مغلوب آل سعود بودند، برای دیگر برادران علی الخصوص سدیریان و حتی همسران عبدالعزیز سخت بود که کسی از آل رشید به سلطنت برسد و این که چرا فهد سدیری برادران خود را کنار می گذارد و مقام جانشینی را به عبدالله واگزار می کند خود جای ابهام است. چرا که علارغم تفاوت ها و اختلافات خانوادگی که بین فامیل مادری هریک از آنها وجود دارد آل سدیر جزو بنیادگران سعودی محسوب می شوند و عبدالله در میان اصلاح طلبان قرار میگیرد. همچنین چگونه ممکن بود اختلافی که در زمان انتساب وی به ریاست گاردملی بوجود آمده بود جای خود را به چنین انتخابی بدهد. اگرچه هیچ توجیه کاملی وجود ندارد نزدیکترین گمانه میتواند بروز اختلاف در میان فهد و برادرانش باشد و یا اینکه عبدالله بوسیله شاهزادگان اصلاح طلب ائتلافی برای عرض اندام در مقابل آل سدیر تشکیل داده و فهد را مجبور به انتخاب خود نموده باشد. هرچه باشد خالد نیز بوسیله اتحاد با آل جلوی به مقام سلطنت رسیده بود. به هر حال عبدالله بن عبدالعزیز در سال 2005 رسما بعنوان پادشاه عربستان تاجگذاری نمود. وی بدلیل نداشتن برادر تنی از میان فرزندان عبدالعزیز و همچنین فقدان پشتوانه قدرتمند طایفه مادری نظیر خالد و فهد، اقدام به استفاده از نیروهایی خارج از چارچوب سنتی آل سعود نمود و شاید به جرات بتوان استفاده از نیروهای متخصص در هر جایگاهی را به حکومت عبدالله نسبت داد. لیکن این امر نه از سر درایت بلکه بدلیل ایجاد ائتلاف جدیدی از نیروهای جدید برای بقای بر قدرت است چرا که تاج و تخت در عربستان سعودی همانند دیگر پادشاهی های سنتی جهان نصیب شخص اصلح نمی شود بلکه به کسی تعلق می گیرد که بیشترین پشتیبانی از او در خانواده انجام شود. بهمین دلیل در همان سال فرمانی را صادر کرد که طبق آن دولت هزینه تحصیل چهار ساله دانشجویانی را در شرایط خاص برای تحصیل در خارج از عربستان بر عهده میگرفت. طی آن 70 هزار دانشجو از عربستان به دیگر کشور ها فرستاده شدند. عبدالله همچنین ساختار وزارت آموزش عربستان را تغییر داد و تغییرات بسیاری برای تحول اقتصادی در عربستان ایجاد کرد. همچنین زیرساختهایی را برای استقلال از درامد نفتی انجام داد و 25 درصد درآمد آن را نیز به آموزش اختصاص داد. با این حال تحت عنوان مبارزه با تروریسم سخت گیری های بسیاری در عهد وی در عربستان اعمال می شد. در سال 2010 فرمان داد که تنها کسانی حق صدور فتوا را دارند که از مجراهای رسمی تحصیلات دینی خود را گذرانده باشند و شورای عالی علما نیز بر آن نظارت داشته باشد و بدین ترتیب سازوکاری برای سیستم مذهبی ترتیب داد و آن را از حالت سنتی که قبلا داشت خارج کرد. در جریان بیداری اسلامی ملک عبدالله برنامه هایی برای اشتغال آموزش و ... به ارزش 35 میلیارد دلار تصویب کرد تا با ایجاد تغییرات در عربستان از نفوذ بیداری اسلامی بکاهد. وی در همین راستا بیش از 400 میلیارد دلار تا سال 2014 در زمینه های آموزش، سلامت و ... هزینه کرد. با این حال همزمان با ایجاد تغییرات و اصلاحات صدها نفر از معترضان و فعالان شیعه را در قطیف و استان الشرقیه روانه زندان نمود. وی همچنین در جریان اصلاحات پس از بیداری اسلامی ریاست پلیس مذهبی عربستان را به فردی متعادل تر سپرد. در سال 2012 به زنان عربستان اجازه شرکت در المپیک را داد و سال بعد برای اولین بار دولت عربستان اعلام کرد که خشونت خانگی علیع زنان یک جرم تلقی می شود.

در نوامبر سال 2007 ملک عبدالله بعنوان اولین شاه عربستان برای دیدار با پاپ بندیکت شانزدهم به واتیکان رفت تا از برادری میان ادیان صحبت کند. و سال بعد کنفرانسی در مکه برای هم صدایی مسلمانان در مقابل مسیحیان و یهودیان تحت عنوان گفتگوی ادیان تشکیل داد.
همچنین در سال 2008 همایشی را در مقر سازمان ملل برای ریشه کن کردن تروریسم اسلامی ! ترتیب داد و در آن جرج بوش، تونی بلر، شیمون پرز و عبدالله دوم پادشاه اردن را گرد هم آورد
در سال 2011 عبدالله بن عبدالعزیز جهان عرب را به ایجاد بازار مشترک و اتحادیه ای اقتصادی فراخواند و بنا شد که تا سال 2015 این مسئله مورد توجه قرار گیرد که بیداری اسلامی آن را تحت شعاع قرار داد.
پادشاه درگذشته عربستان همچون اسلافش به گفته منابع غربی یکی از متحدین اصلی آمریکا و از طرفداران غرب بود لکن عبدالله در مقام ولیعهدی در سال 2001 دعوت واشنگتن را بدلیل حمایت های امریکا از اسرائیل در مقابل انتفاضه دوم نپذیرفت که پس از تنش های آمریکا با عربستان در جریان حمله یازده سپتامبر اقدامی اساسی تلقی می شد که به بهانه فلسطین صورت گرفته بود اما در دومین سالگرد حادثه یازده سپتامبر نامه ای را برای جرج دبلیو بوش فرستاد که با این جملات پایان یافته بود:
"امیدوارم که با همکاری و رهبری شما جهان جدیدی از آوار های مرکز تجارت جهانی سر برآورد... "
به اصلاحات اقتصادی فهد ادامه داد و تلاش کرد تا عربستان را به سازمان تجارت جهانی ملحق سازد. عبدالله در سال 2001 "ابتکار صلح اعراب" را ارائه کرد که به نقشه ی عبدالله معروف شد و طرحی برای صلح میان اعراب و اسرائیل بود که از سوی اتحادیه عرب در سال 2002 تصویب گردید. طی آن پیشنهاد شده بود که طرفین مناقشه به قطعنامه 194 سازمان ملل بازگردند.

او که اولین بار در سال 1976 به آمریکا رفت و با جرالد فورد رییس جمهور وقت ایالات متحده دیدار نمود 21 سال بعد یعنی در سال 1987 و با عنوان ولیعهد با جرج دبلیو بوش که معاون رییس جمهور وقت آمریکا بود ملاقات کرد. برای بار سوم در سال 1998 در یک سفر رسمی از امریکا به واشنگتن رفت و مورد استقبال کلینتون قرار گرفت. دو سال بعد نیز برای شرکت در بزرگداشت هزاره به نیویورک رفت و در سال 2002 نیز سفر رسمی دیگری به آمریکا با عنوان ولیعهد عربستان داشت که میزبان آن جرج بوش پسر رییس جمهور وقت بود. در سال 2005 مجددا به آمریکا رفت و این آخرین سفر وی به آمریکا تحت عنوان ولیعهد بود و چند ماه بعد به سلطنت رسید. در سال 2009 پادشاه عربستان دیداری با اوباما داشت و سال بعد اوباما مهمان او در ریاض شد. مهمانی که همان ماه از شاه عربستان در کاخ سفید پذیرایی نمود. او از حامیان خارجی انتخاب اوباما برای ریاست جمهوری بود و طی پیامی خدا را پس از انتخاب اوباما شکر کره بود! همچنین گفته بود که انتخاب اوباما مایه امید در جهان اسلام شده است! وی همچنین گفته بود که" ما (عربستان و آمریکا) در کنار هم در عراق و کویت خون دادیم و عربستان سعودی ارزش فوق العاده ای برای این خون قائل است. عربستان و آمریکا برای هفتاد سال و طی سه نسل دوستی عمیق خود را حفظ کرده اند و اختلافاتشان به استخوان نمی رسد!" او در دو سال ابتدایی حکومتش بیش از 300 هزار دلار هدیه برای ریاست جمهوری آمریکا فرستاده بود. همچنین یاقوت و الماسی 132 هزار دلاری به میشل اوباما هدیه کرد.
عبدالله اگرچه پیش از جنگ خلیج دوم بظاهر با حمله آمریکا به عراق مخالف بود اما در طول جنگ عملا یکی از حامیان غرب محسوب می شد و همزمان با جنگ دو بار به آمریکا سفر کرد. پس از پایان یافتن جنگ پادشاه عربستان از نخست وزیری نوری المالکی نسبت به روابط ریاض و بغداد به کرات ابراز نگرانی کرده تا جاییکه به یکی از دیپلمات های عراقی گفته بود "شما و مردم عراق در قلب من جای دارید اما این مرد نه". در جریان حمله داعش به عراق نیز وی تمام توان خود را در حمایت های مادی از داعش برای سرنگونی حکومت عراق بکار گرفت.

عبدالله همچنین سیاستی خصمانه در قبال ایران و جبهه مقاومت داشت و بارها به آمریکا نسبت به ایران هشدار داده و سعی در تشویق غرب برای حمله به ایران نموده است. وی در سال 2008 خطاب به فرمانده نظامی آمریکا در عراق گفته بود باید سر مار  (ایران) را قطع کنید. همچنین مذاکرات خود با متکی را مشاجره درباره دخالت ایران در امور کشور های عربی عنوان کرد و گفته بود ترجیح میداد آقای هاشمی در انتخابات ایران پیروز میشد. همچنین شاه عربستان خطاب به ژنرال جونز از جریان فتنه به عنوان فرصتی برای تضعیف نظام جمهوری اسلامی یاد کرد و تاکید نمود که تحریم ها در صورتیکه پایدار و مستحکم باشند می توانند برای تضعیف دولت در ایران موثر واقع شوند. طبق اسناد منتشر شده توسط ویکی لیکس نیز ملک به چینی ها قول صادرات ضمانت شده نفت را در ازای فشار بر ایران در جریان برنامه هسته ای داده بود. در سال 2007 علی اکبر ولایتی از سوی ایران به عربستان فرستاده شد تا یک کانال ارتباطی برای مسائل فی ما بین با آل سعود بوجود آورد. شاه عربستان نیز پذیرفت و سعود الفیصل بن عبداالعزیز را بعنوان طرف عربی مذاکره معرفی نمود. لکن از این کانال هیچگاه استفاده نشد. پادشاه عربستان که در رقابتی منطقه ای و جهانی با ایران درگیر بود همچنین تعهد کرده بود تا صادراتی تضمینی از نفت به چین در ازای فشار چین بر ایران در مذاکرات هسته ای داشته باشد. عبدالله از تمامی توان خود برای اعمال فشار بر جمهوری استفاده کرد و پایین آوردن قیمت نفت که از نتایج مذاکرات ژنو بود آخرین ضربه او در زمان حیاتش به ایران محسوب می شود.
پادشاه عربستان در مقابل سوریه نیز بعنوان بخشی از جبهه مقاومت تمام قد ایستاد. تقویت نیروهای ضد مقاومت و افراطیون سوری همزمان با بیداری اسلامی و بمنظور سو استفاده از موج آن برای پیاده کردن مدلی شبیه انقلاب مردم لیبی بمنظور براندازی دولت بشار اسد از آن جمله بود. پس از آن عبدالله نیز نقشی عمده در ایجاد گفتمان دوستان سوریه که حامیان اصلی مخالفان دولت بودند بازی کرد. دوستان سوریه مجموعه ای از کشورهای عربی و اروپای غربی است که پس از وتوی قطعنامه های شورای امنیت علیه دولت اسد به ابتکار سارکوزی رییس جمهور وقت فرانسه تشکیل شد و عمده اقدامات آن را میتوان حمایت های رسمی مادی و معنوی نیروهای برانداز در سوریه و حمایت های پنهان از داعش دانست. عربستان همچنین اصلی ترین نقش را در ایجاد و تسلیح داعش در منطقه در عهد عبدالله داشت و همچنان نیز اصلی ترین حامی آن محسوب می شود که توضیح و تشریح آن خود نیازمند گفتاری مفصل است.

پادشاه عربستان بدلیل سخت گیری های مذهبی و تمهیدات سختگیرانه علیه شیعیان عربستان حتی از جانب رسانه های غربی همواره مورد انتقاد قرار می گرفت. در جریان سفر وی به انگلستان در سال 2007 تعداد قابل توجهی از شهروندان عرب مقیم لندن تظاهراتی بر علیه او برپا کردند. طبق اسناد در سال 2010 شاه عربستان دریک جلسه خصوصی با جان او برنن در سال 2009 پیشنهاد کرده بود تا در بدن آزاد شدگان گوانتانامو میکروچیپ هایی برای ردیابی قرار داده شود. بعلاوه مجددا بر روی طرح حمله به ایران تاکید نموده بود. عبدالله بن عبدالعزیز که سالهای پایانی عمر او همزمان با بیداری اسلامی بود نقشی کلیدی در رویداد های منطقه داشت. اصلی ترین حامی دیکتاتور های منطقه و میزبان فراریان آن ها بود و نیروهای نظامی اش را به یمن، بحرین و ... فرستاد تا از براندازی حکومت های غربگرا و خودکامه این کشور ها جلو گیری کند. همچنین به جرات میتوان گفت انحراف انقلاب مردم مصر، تونس و لیبی منتج از اقدامات عربستان بوده است که به تفصل در آینده به آن خواهیم پرداخت لکن وی در یمن با شیعیان الحوثی وارد جنگ شد و بارها و بارها شهرهای شیعیان شمال یمن را به بهانه های مختلف بمباران نمود. همچنین از هیچ کمک مادی، معنوی و یا حتی نظامی نسبت به حفظ دولت عبدالله صالح فروگزار نکرد و به زین العابدین علی دیکتاتور مخلوع تونس پناه داد. شاه عربستان برای سرکوب مردم بحرین نیروهای امنیتی و نظامی خود را روانه منامه کرد و در قبال سوریه به دخالت آشکار و فعالیت برای سرنگونی دولت بشار اسد مبادرت نمود. در جریان جنگ 33 روزه و مقاومت 22 روزه حزب الله و حماس علیه رژیم صهیونیستی نیز نهایت تلاش خود را برای از بین بردن مقاومت انجام داد. در لبنان از ائتلاف آمریکایی 14 مارس علیه حزب الله و در عراق از حزب خائن العراقیه حمایت کرد.

در سال 2003 مجله پارید در یک رتبه بندی عبدالله را دومین دیکتاتور مطلق جهان توصیف نمود. با این حال عبدالله مجلس بیعت را تاسیس نمود و برای انتخاب ولیعهد و پادشاه بعدی در عربستان سازو کاری ترتیب داد. همچنین  داماد اصلاح طلب خود را به سمت وزارت آموزش گمارد و نورا بنت عبدالله آل فیاض را به معاونت وی برگزید. او راه عبدالعزیز را در ازذواج ادامه داد و بیش از سی بار تجدید فراش کرد و بر خلاف دیگر بردارانش با قبائلی خارج از آل سعود ازدواج نمود. او زنانی از آل شلان از بنی عنزه، آل فیض از بنی سخر و آل جربه از طیره عراقی بنی شمار گرفت و با خواهر رفعت اسد نیز ازدواج کرد. رفعت اسد که برادر حافظ اسد و عموی بشار اسد است که در زمان حافظ اسد اقدام به کودتا علیه برادر کرده بود و هم اینک از اصلی ترین مخالفان دولت در سوریه محسوب می شود. او همچنین زنانی از قبائل آل الشیخ ، آل جلوی، آل سدیر، آل مهنا، آل مجفل و عطیشان دارد. او 16 پسر و 7 دختر دارد که متعب اول وفات کرده و خالد که مادرش از آل الشیخ است هیچ منصب حکومتی ندارد و صاحب باشگاه الاهلی است. متعب دوم که قبیله مادری اش عطیشان اند ریاست گارد ملی را در زمان پدر بر عهده داشت و عضو هیئت وزیران بود. عبدالعزیز معاون وزیر خارجه و مادرش لبنانی الاصل است. فیصل رییس جمعیت هلال احمر است و مشعل امیر نجران و ترکی همسر هاله بنت خالد بن سلطان بن عبدالعزیز است و در نیروی هوایی خدمت می کند. از میان دخترانش شاهزاده عدیله همسر امیر فیصل بن عبدالله بن محمد آل سعود است که 6 سال وزیر آموزش و پرورش بود. عبدالله همچنین پدر زن حمد بن عیسی آل خلیفه پادشاه بحرین است از آنجا که دخترش سحب که حاصل ازدواج او با عنزه است را حمد به همسری گرفت. عبدالله همچنین از همسرش عنود آل فیض که هم اکنون در لندن به سر می برد چهار دختر دارد که در حصر خانگی به سر می برند.
شایعه مرگ عبدالله بن عبدالعزیز از سال 2010 سالی یک بار قوت میگرفت تا اینکه در 23 ژانوه 2015 در سن 90 سالگی درگذشت.

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی