بی عنوان

چنین گفت موبد که مرده بنام به از زنده دشمن بدو شادکام

بی عنوان

چنین گفت موبد که مرده بنام به از زنده دشمن بدو شادکام

بی عنوان


۴۸ مطلب با موضوع «تاریخ» ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

نشریه نشنال اینترست، در شمارشی ساده بر اساس آمار رسمی پنتاگون و وزارت دفاع آمریکا، یادداشتی را در ژانویه 2016 منتشر کرد که طبق آن، آمریکا فقط در سال آخر حاکمیت اوباما و حزب دموکرات، که از سوی غربگرایان ایرانی بعنوان شریک صلح معرفی می شدند و روزنانه های حامی دولت مخلصانه برای پیروزی کاندیدای آنها در امریکا دعا میکردند؛ بیش از بیست و شش هزار بمب انداخته است.  این در حالیست که آمار یاد شده تنها شامل بمباران های هوایی می شود و حملات موشکی دریا به زمین را که از روی ناوها صورت گرفته و یا عملیات ضربتی پیاده نظام را در بر نمی گیرد. نکته جالب در این مورد رقمی معادل 24 هزار بمب است که بر دو کشور عراق و سوریه، فرود آمده است. طبق این آمار سهم این دو کشور تقریبا مساوی است و چیزی در حدود 12 هزار بمب، در 2900 مورد حمله هوایی در عراق و همین تعداد، در سوریه از هواپیماهای آمریکایی رها شده است. این در حالیست که 16 سال پیش از این دولت صدام سرنگون شده و هیچ ناظری نیز بر اهداف این حملات نظارت نمی کند. در یک حساب ساده اگر تلفات هر یک از این بمب ها تنها یک نفر باشد؛ در سال 2016 باید 12 هزار نفرا از اعضای القاعده و یا بازماندگان دولت صدام یا هر هدف دیگری در عراق از بین رفته و در سوریه نیز همین تعداد از نیرو های داعش که امریکا آن را هدف خود در سوریه اعلام میکند کشته شده باشند. رقمی که تقریبا معادل تعدادی است که رایان دیلون، سخنگوی نیروهای ائتلاف، از تمام نیرو های داعش در سوریه تخمین زده است!

با اینکه رییس جمهور تفاوتی اشکار بین اوباما و ترامپ قائل میشود و یکی را مودب و دیگرا را بی ادب میخواند؛ امریکا در آخرین سال ریاست جمهوری اوباما، بجز عراق و سوریه، به یمن، سومالی، پاکستان و لیبی نیز حمله هوایی کرده است. همچنین بیش از سه هزار بمب بر سر لیبی در سال 2015 یعنی 5 سال پس از سرنگونی دولت قذافی (که نیروهای ائتلاف به بهانه آن به لیبی حمله کرده بودند) انداخته است. رقمی که شامل حملات هوایی دیگر نیرو های ائتلاف نمی شود.

  • محمد صادق حاج صمدی
  • ۰
  • ۰

ابوموسی اشعری

در گفتار پیشین نگاهی اجمالی به نقش اشعث در فتنه های زمان امیرالمومنین صورت گرفت و بیان شد که او و همدستانش کار را تا بدانجا بر نظام سخت کردند که امیرالمومنین مجبور شد تا ازو که بواسطه فسادش عزل شده بود دلجویی کند و وی را به فرماندهی نیمی از لشگر بگمارد. و پس از آن نیز حکمیت را بر امام تحمیل کرد و معاویه را نجات داد و جنگ را مغلوبه نمود و در شهادت حضرت توطئه کرد و و دخترش را به عقد امام حسن درآورد. بعبارت دیگر شخصیتی که امیرالمومنین او را در مسجد منافق بن کافر خطاب کرد و از ولایت عزل نمود چنان نفوذی در میان عرب داشت که ایشان در مواجهه با او بواسطه مصلجت ناتوان بود و یک تنه کار نظام را فشل کرده بود.

دوران حکومت امیرالمومنین را به واسطه خواص متنفذ منافق میتوان به راحتی دوران تحمیل ها نام گذاشت.  پرداخت به برخی ملا قوم در این دوران نیز دست آویزی برای مقایسه با امروز است که برخی از خواص تا کجا میتوانند حتی تیغ امیرالامومنین را کند کنند و رای ایشان را برگردانند و موجب شوند که مردم نیز امامی که با وی بیعت کرده بودند را رها کنند. خصوصا وقتی برای یک عده، عمامه مانع فریب باشد در حالتیکه ابو موسی اشعریِ عمامه دارِ حافظ قرآنِ راوی حدیث، فریب پسر نابغه بدکاره را بخورد.

  • محمد صادق حاج صمدی
  • ۰
  • ۰

اشعث قیس کندی

در الوثائق السیاسیه آمده است که اشعث پیش از اسلام یهودی بود و در سنه الوفود با هفتاد تن دیگر به مدینه آمد و امیر ایشان بود و جملگی مسلمان شدند و کنده را نیز به اسلام درآوردند. لکن چون پیامبر وفات یافت او در حضرموت زکات را رد کرد و در زمره مرتدین در آمد و دیگران که با خلیفه بیعت نکرده بودند گرد آورد و از پرداخت زکات منع نمود. چون خبر به مدینه رسید خلیفه اول زیاد بن لبید را با لشکری به یمن فرستاد و ایشان جنگیدند تا او و پیروانش در قلعه ای محصور شدند. زیاد بر ایشان سخت گرفت و آب را بست و چون پسر قیس چاره نیافت برای خود و ده تن از خویشانش امان خواست تا به مدینه روند و خلیفه در باب ایشان حکم کند و دروازه های قلعه را گشود تا لشکریان زیاد وارد شدند و نقل است که ایشان جز همان ده نفر دیگران را کشتند و اشعث خون دیگران را به ازای خود و نزدیکانش فروخت. چون به مدینه وارد شدند خلیفه او را که بزرگ کندیان بود عفو کرد و خواهرش ام فروه را به عقد او درآورد که جعده بنت اشعث حاصل همین ازدواج بود. او بار دیگری نیز در یمامه جمعی از قبیله اش را فریب داد و باعث شد تا یمامه بواسطه خیاونت وی مغلوب خالد شود و چنین شد که او را کندیان عرف النّار نامیدند که کنایه از خائن بود.

  • محمد صادق حاج صمدی
  • ۰
  • ۰

در نوشتار پیشین به ماجرای مربوط به عبدالله بن ابی من مالک پرداخته شد که به تنهایی شان نزول بسیاری از آیات مربوط به منافقین در قرآن بود و به نوعی سیادت منافقین مدینه را در زمان پیامبر بر عهده داشت و آیات قرآن بارها برای رسوایی او و جریانی که رهبری میکرد نازل شد بود با این حال به شهادت تاریخ تشییع جنازه با شکوهی برای وی برگزار شد و جماعت بسیاری در تشییع وی شرکت کردند و بر سر افتخار دفن وی نزاعی شکل گرفت و حتی پیامبر نیز بدلایلی بر حنازه وی نماز گزاردند. نکته دیگر در این زمینه این بود که شاید او را بتوان دومین شخصیت معروف و تاثیرگذار در تاریخ ادیان دانست که طبیعتا به حصر خانگی محکوم شده بود. سامری نیز که در بنی اسرائیل طغیان کرده بود و ایشان راا به گمراهی کشانده بود پس از ماجرای گوساله اش به خواست خدا به بیماری وسواس دچار شد و به حصر خانگی محکوم گردید. خود را در خانه اش حبس کرد و مردم از رفت و آمد با وی بدون دخلت حضرت موسی منع شدند. عبدالله بن ابی نیز پس از رسوایی اش در ماجرای تبوک به بیماری لاعلاجی گرفتار آمد و بدنش کرم گذاشت و او نیز به حکم الهی بواسطه همین بیماری در خانه حصر شد تا هیچ کس با او رفت و آمد نداشته باشد و خود نیز از ترک خانه ناتوان باشد. آنچه در این زمینه قبل توجه است این است که ابن ابی در زمان خویش رسوا شده بود تا حدی که خلیفه دوم نیز به نماز پیامبر بر او اعتراض کرده بود با این حال روش برخورد با امثال سامری اعدام ایشان نبوده است و باید از کسی مثل علی مطهری که در دامن پژوهشگر اسلام شناسی چون شهید مطهری پرورش یافته است پرسید که با علم به یقین اینکه در صورت برگزاری دادگاه برای محاکمه سران فتنه کمترین حکم ایشان اعدام خواهد بود سیره انبیا در مواجهه با چنین مسائلی را چطور توجیه میکنند مگر اینکه با ساده اندیشی حصر ایشان را به ماجرای سال هشتاد و هشت محدود بدانند و آزادی آقای احمدی نژاد را که به زعم ایشان متهم همردیف است برنتابیده باشند.

  • محمد صادق حاج صمدی
  • ۰
  • ۰

امروز می شود به راحتی مردمان زمان پیامبر و امیرالمومنین را به مومنین و منافقین و غیره تقسیم کرد اما نکته ای که همیشه مهجور میماند این است که در آن دوران تمام سپاهی که پیامبر با خود به بدر یا احد و یا دیگر غزوات میبردند شامل همین منافقین و مرجفه و مسلمین و تعداد محدودی از مومنین می شد. تا جایی که تمیز این دسته ها از هم در روزگار خود کاری ناشدنی و امری خطیر بود. در واقع امروز است که میتوان به شهادت تاریخ و پس از فرو نشستن غبار فتنه ها و شبهه ها و پس از اتمام ماجرا درباره شخصیت های صدر اسلام قضاوت کرد در حالی که  برخورد با ایشان نیازمند ظرافتی بود که تنها از معصوم بر می آمد و اگر امروز هر یک از فتنه هایی که هر کدام از این ها در زمان خود ایجاد کرده بودند را بدون عکس العمل پیامبر در نظر بگیریم بی جواب می مانند. بعبارت دیگر عمده مسلمین صدر اسلام را نه امثال سلمان و اباذر که نو مسلمانانی از قشر خاکستری تشکیل میدادند بعلاوه اهل رجفه که شایعات منافقین را پخش میکردند و منافقینی که نیروی برخی از آنها تا پای فلج کردن سپاه اسلام و تحمیل حکمیت و صلح امام حسن نیز پیش میرفت. خصوصا که رفتار با نفاق علارغم اهمیتش تا بدانجا با محدودیت مواجه است که ممکن است پیامبر اعدام کسی مانند عبدالله بن ابی را هم به مصلحت نبینند.

در نتیجه شناخت جریان های نفاق در صدر اسلام و نوع برخورد پیامبر و ائمه با آنها باعث می شود تا مواردی مانند اتظار بیش از حد از رهبر جامعه و یاموضوعاتی مانند محاکمه سران فتنه و برخورد با عوامل نفوذ و بیت های نفاق اصلاح شوند. فلذا در این گفتار و مطالب بعدی سعی بر این است تا با نگاهی گذرا به زندگی و نقش برخی از اهل فتنه صدر اسلام، برخورد با ماوقع امروز منطقی تر و حساب  شده تر صورت پذیرد. 

  • محمد صادق حاج صمدی
  • ۰
  • ۰

چندی پیش شبکه من و تو نمایشی از زندگی فرح دیبا را تحت عوان مستند به نمایش گذاشت با نام شهبانو که یکی از نکات بارز آن عشق میان شاه پهلوی و فرح دیبا بود. در نظر بگیرید یک فردی همچنان زنده است و بسیاری از کسانی که از او سن بیشتری دارند هم همچنان زنده اند. کسانی که از نزدیک در جریان زندگی خصوصی شاه و فرح بوده اند نیز حضور دارند و پدران و مادران ما هم شاهدان عینی آنچه در دوران پهلوی رخ داده بود هستند؛ با این حال یک نمایش تلویزیونی موضوعی را که هیچ نکته پنهانی از آن وجود ندارد و حتی شهادت اعضای دور تر خانوانده شاهی و مستندات بسیار آن را انکار میکند؛ را تغییر می دهد به شکلی که مردم در کوچه و خیابان از ناگفته های فرح دیبا صحبت میکنند و محبت لیلی و مجنون پهلوی را می ستایند! و واقعیتی که کمتر از پنجاه سال پیش رخ داده به بدلیل بی سلیقگی و خواب آلودگی رسانه های جمعی و آموزش عمومی از یاد مردم رفته و نسخه جعلی اش در یک فیلم دو ساعته جایگزین آن شده است.

این که حافظه بخشی از جامعه چقدر ممکن است فراموش کار باشد نکته قابل انکاری نیست اما اینکه چگونه کار به جایی می رسد که چهره یک زن پاکدامن و وفادار به همسر و میهن از ملکه ای فراری که مادرش شهادت به فساد او میدهد در بین مردم شکل میگیرد موجب شد تا برخی رسانه ها به فراصت انتشار خاطرات و مستندات مربوط به بیفتند که کار پسندیده ای بود اما در همین حین اتفاقی بهت آور در صدا و سیمای جمهوری اسلامی رخ می دهد. اتفاقی که دلسوزان را بران داشت تا بجای بازگویی وقایع قبل از انفلاب، به نشر و تبیین مجدد رخداد های چند سال اخیر بپردازند تا مبادا بلایی که بر سر تاریخ پهلوی آمده انقلاب اسلامی را نیز دستخوش تحریف کند.

  • محمد صادق حاج صمدی
  • ۰
  • ۰

اویس یمنی

یمن در جنوبی ترین بخش شبه جزیره عربستان سرزمینی دیرپا با نقشی محوری در حوادث گوناگون پس از اسلام بوده است. با این حال مردمان آن از مناظر گوناگون تفاوت های چشم گیری با دیگر ساکنان شبه جزیره داشته اند و از تمدن و فرهنگی به مراتب غنی تر و کهن سال تر بهره مند بوده اند. قبائل یمنی بارها در صدر اسلام موجب پیروزی ها و شکست های گوناگون بوده اند و قوم کنده که اشعث قیس کندی از مشهورترینشان نزد ایرانیان است در به قدرت رسیدن و همچنین سقوط خلفای پس از پیامبر نقشی اساسی بازی کرده اند. نقل است که پیامبر در باره اهل یمن که عده ای از آنها به حضور ایشان رفته بودند فرموده بود "اتاکم اهل الیمن ، هم الین قلوبا، وارق افئده ، الایمان یمان ، والحکمه یمانیه ؛  اهل یمن بر شما وارد شده اند، دلهایشان نرم و قلب هایی سرشار از مهربانى دارند، ایمان یمنى و حکمت یمانى است .

از دیگر قبائل یمن مذحج است که از اصیل ترین قبائل عرب محسوب می شود و از نسل قحطان اند و 9 تیره دارد. آل مذحج در آغاز بعثت به دست امیرالمومنین مسلمان شدند و پس از پیامبر نیز از ارادتمندان امام علی علیه السلام باقی ماندند. در جریان فتح ایران به خوزستان کوچ کردند و در کوفه و بصره ساکن شدند و در زمان خلافت امیرالمومنین (ع) عمده یاران وفادار ایشان از مذحجیان بودند و مالک اشتری نخعی بارزترین آنان است که اعراب خوزستان ایران به نیس بن ابراهیم مالک فرزند او میرسند و شاخص دیگر یاران آن حضرت، اویس است از بنی مراد که دومین طایفه مذحج شمرده می شوند.

  • محمد صادق حاج صمدی
  • ۰
  • ۰

ایالات متحده ای که امروز بیشتر از نیمی از آمریکای شمالی را در برگرفته و بر خاکستر میراث قبائل سرخ پوست بومی بنا شده مجموعه ای از ن‍ژادها و مذاهب مختلف است که از بیش از سه قرن پیش به آن وارد شده اند و امروز مجموعه از کشور های مستقل را تشکیل می دهند که هیچگاه به معنای واقعی یک ملت واحد را بوجود نیاوردند. عمده مهاجرت ها به آمریکا ناشی از جنگ های مذهبی در اروپا و تفتیش عقایدی بود؛ که عمدتا در کشور های اروپای غربی رخ می داد. رویدادهایی که مردم را در برهه های مختلف مجبور به مهاجرت به امریکا می کرد و گاهی می شد که طرفداران مذهبی که عامل مهاجرت دیگران در دوران برتری خود بودند؛ در دوره پادشاه بعدی کشور را ترک کنند.
جنگ داخلی شاید بارز ترین نمود تفاوت های فرهنگی مهاجرین و وجود نیروی بالقوه گریز از مرکز در امریکا باشد که امروزه نیز در ایالاتی مانند تگزاس و کالیفرنیا به چشم می آید. اساسا ساختار فدرال امریکا کشور هایی را در کنار یکدیگر قرار داده است که هر کدام در امور داخلی خود در بسیاری موارد مستقل عمل می کنند؛ پرچم و قوانین خود را دارند و این استقلال در کنار استقلال اقتصادی بیشتر بخش ها از دولت مرکزی؛ گرایش های استقلال طلبی را از دولت فدرال تقویت می نماید.
بررسی جنگ داخلی ریشه بسیاری از آنچه امروز در این کشور رخ می دهد را می نمایاند و رفتار سیاستمدران مختلف را در قبال مسائل گوناگون توجیه می نماید. همچنان که یکی از بزرگترین دروغ های تاریخ را نیز بر ملا میسازد که مشابه هولوکاست، برای بسیاری یک امر بدیهی می نماید: اینکه این جنگ برای لغو برده داری صورت گرفته باشد!

  • محمد صادق حاج صمدی
  • ۰
  • ۰

تاریخ یمن 15

درگیری هایی که پیش از این به آنها اشاره شد ما بین حوثی ها در شمال و دولت یمن با پشتیبانی عربستان سعودی و آمریکا ادامه یافت و کار بدینجا رسید که در جولای 2010 درگیری های پراکنده و ساخت و ساز مواضع دفاعی و تهاجمی از سوی دو طرف گسترش یافت. در بیستم ماه آل عزیز به رهبری شیخ صغیر عزیز با حمیات ارتش در منطقه صوفیان با حوثی ها درگیر شدند. با این حال در روز بیست و سوم ماه سخنگوی حوثیان ویف الله الشامی اعلام کرد که آرامش به منطقه بازگشته و کمیته از سوی دولت وظیفه میانی گری بین آل عزیز و زیدیان را عهده دار شد. 4 روز بعد حوثیان یک پایگاه نظامی را در حرف سفیان متصرف شدند که منجر به دستگیری 200 نیروی ارتش شد. و دو روز بعد آن ها را به نشانه حسن نیت خود آزاد کردند. با این حال بمب گذاری ها د رمناطق شیعیان ادامه یافت و تا پایان سال 2010 بنا به گزارش ها تا سیصد نفر کشته شدند که عمده تلفات آن مربوط به زیدیان بود.

در بیست و هفتم ژانویه 2011 تجمعی بالغ بر 16 هزار نفر از معترضین در صنعا شکل گرفت و باعث شد تا در دوم فوریه علی عبدالله صالح اعلام کند که در انتخابات 2013 شرکت نخواهد کرد و قدرت را نیز به فرزندش منتقل نمی کند. لکن در روز بعد بیست هزار نفر در پایتخت تجمع کردند و تعداد قابل توجهی نیز در عدن و دیگر شهر ها به تجمعات ضد دولتی دست زدند که به روز خشم در یمن معروف شد. در 27 فوریه عبدالمالک الحوثی از اعتراضات علیه دولت حمایت کرد و باعث شد تا خیل کثیری در شمال به صف معترضین بپیوندند و در 24 مارس صعده بطور کامل بدست نیرو های زیدی افتاد و دو روز بعد سهنگوی حوثیان اعلام کرد که صعده از دولت یمن مستقل شده است. چهار ماه بعد الجوف نیز به نفع حوثیان سقوط کرد. لکن در ماه آگوست یک خودروی بمبم گذاری شده تعدادی از فعالان حوثی را هدف قرار داد و القاعده مسئولیت آن را بر عهده گرفت. در نوامبر حوثی ها با قبائل کشیر  و احم که طرفداران دولت بودند در حجه درگیر شدند که موجب تسلط زیدیان بر حجه و دسترسی به آب های آزاد گردید و از طریق جاده حجه به صنعا راه رسیدن به پایتخت برای انقلابیون هموارد شد. در 23 نوامبر علی عبدالله صالح قرار داد پیشنهادی شورای همکاری های خلیج فارس را پذیرفت که بنا بر آن قدرت را ظرف سی روز به معاون اول خود عبدالربه منصور هادی واگذار کند اما این انتقال قدرت از سوی انقلابیون و حوثی ها پذیرفته نشد.

  • محمد صادق حاج صمدی
  • ۰
  • ۰

تاریخ یمن 14

در شماره پیشین اشاره شد که در سال 2004 جنبش الحوثی با دولت علی عبدالله صالحی درگیر شدند. واقعی ای که شاید بتوان آن را دومین مداخله نظامی مهم عربستان در یمن تا آن زمان بعد از جنگ داخلی 1962 عنوان کرد که طی آن استان صعده عرصه درگیری های نظامی بین شیعیان زیدی حوثی و نیرو های نظامی عبدالله صالح و عربستان سعودی شد. درگیری هایی که به عمران، الجوف، حیره و استان جیزان در عربستان کشیده شد. 

در طی درگیری ها دولت یمن مدعی بود که حوثی ها با نیت استقرار حکومت زیدی و بر اندازی حکومت دست به اعتراض زده اند و ایران را پشتیبان مالی و محرک اصلی این جریانات معرفی میکرد اما از سوی دیگر حوثی ها برخورد دولت یمن با شیعیان و رفتار تبعیض آمیز و خشونت افسارگسیخته دولت را نسبت به قبائلی که همسوی با دول نبودند بعنوان علت اصلی اعتراضات خود بر می شمردند چرا که از سال 1962 که کودتا علیه محمد البدر رخ داده بود حکومت هزار ساله زیدیان پایان یافت، استان های شمالی و مخصوصا صعده با بی مهری دولت مواجه بودند و از لحاظ اقتصادی عموما نادیده گرفته می شدند. 

در طول جنگ داخلی 1994 که بین شمال و تجزیه طلبان جنوب رخ داد دولت یمن از عربستان صعودی کمک گرفت و در نتیجه ریاض از قبائل وهابی برای کمک به دولت و شرکت در جنگ استفاده نمود که با اعتراض زیدیان شمال مواجه شد چرا که مداخله آشکار نیرو های خارجی و مخصوصا وهابیت در یمن باعث می شد تا در آینده عهربستان صعودی دخالت های خود در یمن را افزایش دهد و این هم به لحاظ مذهبی و هم از نظر سیاسی مساله ای قابل توجه و پر اهمیت بود. از سوی دیگر ریاض نیز قدرت زیدیان در یمن را بر نمیتابید علی الخصوص که روابط قبیله ای در مرز های مشترک عربستان و یمن استان های جنوبی را معرض نفوذ عقاد مخالف وهابی قرار میداد.
با این حال آتش زیر خاکستر زیدیان و دولت با اقدام صنعا برای دستگیری حسین بدرالدین الحوثی یکی از رهبران عمده حوثی ها شعله ور شد. دولت یمن برای سر وی جایزه ای 55 هزار دلاری نیز در نظر گرفت.

  • محمد صادق حاج صمدی